سایت همسریابی -عقددایم -عقد موقت(صیقه)

ترویج فرهنگ عقد موقت ودایم وجلوگیری اززناوگناه واجرای سنت نبوی(ص)درقسمت ثبت نظرمشخصات وتلفن واردشود

رازهایی که هر زنی باید بداند!

رازهایی که هر زنی باید بداند!

در این مطلب رازهایی را با شما خانم ها در میان می گذاریم که شما را در رسیدن به زندگی زناشویی ایده آلی که در ذهنتان پرورش داده اید یاری می رساند. آیا از زندگی مشترکتان رضایت کامل دارید یا احساس می کنید از بعضی جهات باید تغییراتی در روابطتان ایجاد کنید؟ در هر صورت راهکارهای زیر به شما کمک می کنند که روابط بهتر و پربارتری را با همسرتان تجربه کنید. این راهکارها حتی در روابطی که به مشکلات جدی برخورد کرده اند نیز موثر هستند. مطمئن باشید می توانید نیروی جدیدی در زندگی تان ایجاد کنید.

معمولا زنان هنگامی که شعله های عشق کم سو می شوند و زندگی زناشویی رو به سردی می گذارد شوهر خود را عامل اصلی سرد شدن زندگی مشترک می دانند و زمانی قسمتی از تقصیرها را شخصا گردن می گیرند که همسرشان از آنها فاصله گرفته و دور شده باشد اما واقعیت اینجاست که رفتار و افکار زنان موجب می شود مردان رفتاری سرد از خود نشان دهند.

 عشق میان زن و شوهر هرگز نمی میرد مگر زمانیکه زوجین با رفتار نادرست خود آن را کمرنگ و خاموش کنند. معمولا اگر زن نتواند رفتار درست و بجایی با همسرش داشته باشد مرد نیز عشق خود را پنهان کرده و کم کم عشق زندگی ناپدید می شود.

آگاهی از نکات زیر به زنان کمک می کند دریابند چگونه می توانند مجددا عشق را به زندگی مشترک خود بازگردانند.

1) راز اول: همسر شما نمیتواند تمام نیازهای عاطفی شما را برآورده کند
بیشتر مواقع مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند زن فشار زیادی بر او وارد کرده و مرد را برای برآوردن نیازهای عاطفی اش تحت فشار قرار داده است. هنگامی که مرد نمی تواند انتظارات همسرش را برآورده کند احساس شکست و ناکامی می کند و چون زن عامل اصلی ایجاد این احساس است مرد ناخودآگاه از همسرش فاصله می گیرد.

جالب اینجاست که در این میان زن، شوهرش را مقصر دانسته و حتی به فکر ترک زندگی مشترک افتاده و زندگی مشترکی که به دلیل اشتباهات ناآگاهانه خودش با مشکل مواجه شده را رها می کند. گاهی زنان انتظاراتی از همسرشان دارند که نه تنها شوهرشان بلکه هیچ مرد دیگری نیز قادر به برآوردن آن انتظارات نیست و فقط خداست که می تواند چنین زنانی را قانع سازد.


 



 

توجه به همین نکته ساده و کوچک بسیاری از زندگی ها را از جدایی نجات می دهد. مهمتر از همه اینکه هرگز از شوهرتان انتظار نداشته باشید مانند یک غیب گو از انتظارات و نیازهای شما مطلع شود. واقع بین و عادل باشید و انتظارات بجایی از همسرتان داشته باشید و این انتظارات را به موقع به همسرتان بگویید و هرگز او را تحت فشار نگذارید.

اجازه دهید آزادی عمل داشته باشد تا بتواند از روی میل باطنی آنچه را که می خواهید انجام دهد. هر مردی روی کره زمین هنگامیکه بیش از حد تحت فشار قرار بگیرد ناچار است سر به بیابان بگذارد.


2) راز دوم: همسرتان نیز نیازهایی دارد که درست به اندازه نیاز خود شما اهمیت دارند
توجه به این نکته بسیار مهم است. به یاد داشته باشید مردان نیز مانند زنان نیازهای احساسی دارند که به اندازه نیازهای زنان مهم هستند. معمولا تصور نادرستی وجود دارد که چون زنان در مقایسه با مردان، موجودات لطیف تر و حساس تری هستند نیازهای احساسی بیشتر و مهمتری دارند و مردان چون موجودات خشنی هستند هیچگونه نیاز عاطفی نداشته و یا اگر داشته باشند برآوردن آنها چندان اهمیتی ندارد.

زنان هنگامی که می بینند همسرشان به نیازهای آنها بی توجه بوده و نتوانسته کاری که خواسته اند را انجام دهد به او بی توجه و بی محبت میشوند. اینجاست که مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند آنگونه که باید با احترام با آنها برخورد نشده و به یاد داشته باشید حفظ ارزش و احترام از مهمترین و اساسی ترین نیازهای عاطفی مردان است.

 بسیاری از مردان در گفته های خود اعتراف می کنند: وقتی همسرم با جملات سرد و ناشی از بی اعتمادی و بی محبتی اش با من صحبت می کند ناخودآگاه مرا از برقراری رابطه گرم ناامید می کند. در این مواقع من به غارم پناه می برم و ترجیح می دهم در تنهایی با خودم خلوت کنم.

زنان باید بدانند اگر همسرشان را یکی از دوستانشان تصور کنند، با این شیوه رفتاری هرگز نمی توانند همسر (دوستشان) را برای مدت طولانی در کنار خود داشته باشند. زنان در محیط کار، با دوستان، اقوام و حتی فرزندانشان روابطی گرم و صمیمانه برقرار کرده و با آنها گرم و مهربانانه صحبت می کنند اما هنگام برخورد با همسرشان ناگهان فرد دیگری می شوند. این اصلا عادلانه نیست، چگونه از کسی که با او رفتار درستی ندارید انتظار واکنشی گرم و عاشقانه و بدون اشتباه دارید؟!

یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم مردان که حتی از نیاز آنها به احترام و عشق مهمتر است این است که همسرشان را سرحال و خوشحال ببینند. زنان باید بدانند برای مردان هیچ چیز آزاردهنده تر از این نیست که ببینند همسرشان افسرده و ناامید است، چرا که مردان با دیدن این حالت احساس می کنند فردی بی لیاقت و ناتوان هستندکه نتوانسته اند همسرشان را شاداب نگه دارند. مردان خود را عامل اصلی خوشحالی و ناراحتی های همسرشان می دانند.


3) راز سوم: مردان دوست دارند رهبر خانواده باشند
راز سوم این است که زنان باید بدانند مردان ذاتا دوست دارند رهبر ومدیر خانواده باشند وهنگامی که زنی این واقعیت را نادیده می گیرد مشکل بروز می کند. برای مردان بسیار دردناک است که ببینند همسرشان آنها را نادیده گرفته و خودرا رهبر و مدیر خانه می داند.

زنان نباید طوری رفتار کنند که مردان احساس کنند آنها برتری خود را به رخ می کشند. حتی اگر از جهات مختلفی از همسرتان برتر هستید هرگز این نکته را به رخ او نکشید. گام به گام با همسرتان پیش نروید، یک قدم عقب تر از او بایستید، اجازه دهید همسرتان بداند شما به او به عنوان رهبر خانه باور دارید. این یک قدم کوچک، تاثیر بزرگی در بهبود زندگی زناشویی شما ایفا می کند.


4) راز چهارم: بیشتر مردان از صمیم قلب می خواهند زندگی موفق و پرباری داشته باشند
برخلاف تصور عموم معمولا مردان به اندازه زنان به زندگی مشترکشان احساس تعهد می کنند و به اندازه زنان به زندگی مشترکشان باور دارند اما فرهنگ جوامع، زنان را وادار می کند که تصوری خلاف واقع داشته باشند. بسیاری مواقع مردان با تمام وجود بر حفظ و نجات زندگی مشترکشان تلاش می کنند و در این زمینه از هیچگونه تلاشی دریغ نمی کنند.

مردان دوست دارند همسرانشان را خوشحال کنند، دوست دارند اعضای خانواده را کنار یکدیگر جمع کنندو صحیح ترین کارها را انجام دهند. در چنین وضعیتی وظیفه زنان است که با ایجاد جو احساسی سالم و مناسب مردان را در انجام این کارها یاری داده و آنها را تشویق کنند تا همچنان به زندگی مشترکشان متعهد باقی بمانند.

سال هاست که جامعه، مردان را موجوداتی بی قید و بی توجه به تعهدات در زندگی مشترک معرفی کرده است و همین امر علت بروز مشکلات بسیاری در روابط زناشویی شده است. به خصوص در دهه های گذشته بسیار می شنویم که علت نارضایتی و ناراحتی زنان در زندگی زناشویی مستقیما به اشتباهات مردان بازمی گردد.

متاسفانه چنین نظریاتی مردان را به انزوا و گوشه گیری و در بسیاری مواقع بدخلقی کشانده است، اکنون زمانی است که دریابیم نتیجه چنین افکار و نظریاتی فقط سردتر شدن روابط و دور شدن زن و شوهر از یکدیگر است. البته به یاد داشته باشید که زنان نیز هرگز عمدا مرتکب چنین اشتباهاتی نشده اند و آنها هرگز نمی دانستند رفتارشان چه اثر بدی بر همسرشان می گذارد، در واقع بیشتر اشتباهات زنان کاملا ناآگاهانه و غیرعمدی بوده و هست.

باید کمی به زنان آگاهی داده شود تا دریابند رفتار و گفتار آنها چه آثار و پیامدهایی در رفتار مردان بر جای می گذارد. نتایج آزمایشات محققان بر روی هزاران زوج، نشان می دهد که ایجاد اندکی آگاهی در زوجین نتایج شگفت آوری در روابط آنها با همسرانشان ایجاد می کند.


5) نکته آخر:
زمانی که زوجین سعی دارند در طرف مقابل احساس رضایت و خوشحالی ایجاد کنند بخش اعظم مشکلات به سادگی برطرف می شود. سعی کنید برای ایجاد عشق و پایداری آن در زندگی مشترکتان از هیچ تلاشی دریغ نورزید و مطمئن باشید با ایجاد اندکی تغییر در رفتارتان می توانید همسرتان را به بهترین مرد کره زمین مبدل کنید.

منبع: برترینها


برچسب‌ها: رازهایی که هر زنی باید بداند
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1391ساعت 12:31  توسط محمد  | 

چگونه بفهمم مرد مورد علاقه‌ام من را دوست دارد؟

چگونه بفهمم مرد مورد علاقه‌ام من را دوست دارد؟

 "او نمی‌گوید دوستت دارم! اصلا شاید دوستم ندارد. شاید تنها به زندگی با من عادت کرده و اگر هر زن دیگری هم جای من بود، با او همین رفتار را می‌داشت. شاید در جوانی‌اش یک شکست عشقی عمیق خورده و دیگر نمی‌تواند مرا دوست داشته باشد. شاید به اصرار خانواده‌اش به این ازدواج تن داده و دلش می‌خواهد دوباره به روزهای مجردی‌اش برگردد. شاید..."



 
اینها حرف‌هایی است که بسیاری از زن‌های ایرانی در دل دارند. زن‌هایی که همسران‌شان میان سنت و مدرنیته گیر افتاده‌اند و با وجود تمام عشق و احترامی که برای آنها قائل هستند، از عهده گفتن یک جمله ساده برنمی‌آیند: "دوستت دارم!" این مردها میانه‌ای با گل و هدیه ندارند، جمله عاشقانه بلد نیستند و بعد از بحث به‌جای عذرخواهی می‌خواهند با عادی رفتار کردن، موضوع را به فراموشی بسپارند. اگر شما هم یکی از زن‌هایی هستید که زیر یک سقف با چنین مردی زندگی می‌کند،‌ بهتر است قبل از قضاوت کردن با این 10 نشانه‌مردانه ابراز عشق آشنا شوید.


مرد عمل است
همسر شما یک مرد سنتی است که فکر می‌کند ابراز احساسات یک کار زنانه است؟ اگر این‌طور است شما حداقل تا‌مدتی باید به دنبال نشانه دیگری بگردید و عشقش را از روی آن حدس بزنید. چنین مردهایی دوست دارند به زبان بی‌زبانی حرف بزنند و شما می‌توانید از هزار و یک موقعیت این زبان را رمزگشایی کنید. همسر شما ممکن است "دوستت دارم " را با درست کردن وسایل خانه و کارهای تعمیراتی نشان دهد یا اینکه به‌جایش حمام را بشوید یا آشغال‌ها را بیرون ببرد. این دسته از مرد‌ها دوست ندارند برای ابراز عشقشان کار هیجان انگیز و بزرگی انجام دهند. آنها بیشتر از آنکه بخواهند شما را متوجه حس خودشان کنند،‌دوست دارند برایتان یک زندگی آرام بسازند. در اوج ترافیک دنبال‌تان بیایند تا راحت به خانه برگردید، بیشتر کار کنند تا در رفاه باشید یا وقتی یک فرد فضول فتنه‌ای علیه شما به‌پا می‌کند، بی‌تفاوت از کنارش بگذرد و نشان دهد به شما اطمینان دارد. این دسته از مرد‌ها تمام تلاششان را می‌کنند تا دنیا جای بهتری برای شما باشد و البته تمام تلاششان را هم می‌کنند که شما از این موضوع بویی نبرید.


شما را اول صف می‌گذارد
یک مرد سنتی، اگر عاشق همسرش باشد، بیشتر از آنچه فکرش را کنید، برای زندگی‌اش وقت و انرژی می‌گذارد. تقویم او از روی برنامه‌های همسرش ورق می‌خورد و تمام تلاشش را می‌کند که کوچک‌ترین زمان خالی‌اش را، برای زندگی مشترکش صرف کند. او با یک دسته‌گل به خانه نمی‌آید اما تمام سعی‌اش را می‌کند که در سریع‌ترین زمان ممکن به خانه برگردد. وقتی که از محل کارش برمی‌گردد نمی‌گوید:"دلم برایت خیلی تنگ شده بود" اما با روی باز به‌خانه می‌آید و اگر شما تمام روز را تنها در خانه گذرانده باشید،‌ با تمام خستگی‌اش سعی می‌کند برنامه‌ای برای بعدازظهر شما بریزد. او دوست دارد یک‌تنه تنهایی شما را پر کند و اگر هم به خاطر مشغله‌هایش از پس این‌کار برنیاید، با استقبال از برنامه‌های دیگری که در سر‌دارید، شما را در رسیدن به آرامش بیشتر همراهی می‌کند. او را بشناسید!
 


 
 از شما کمک می‌گیرد
مهم نیست شما مهارت و توانایی انجام آن کار را دارید و مهم هم نیست که او به تنهایی از پس آن کار برمی‌آید یا نه؛ اگر همسرتان از شما برای انجام کاری کمک می‌خواهد، با دل و جان همراهی‌اش کنید. برای مردهایی که اهل گفتن دوستت دارم نیستند، چنین مشارکت‌هایی نماد دوست داشتن هستند. آنها می‌خواهند ساده‌ترین کارها را هم با کمک شما انجام دهند و به شما نشان دهند که در تمام ابعاد این زندگی، نقش موثری دارید. برای مرد‌هایی که اهل ابراز علاقه به شیوه مدرن نیستند، کمک خواستن یعنی نشان دادن تمامی احساس. آنها با این خواسته می‌گویند:

" دوست دارم حتی در ساده‌ترین بخش‌های این زندگی هم همراهم باشی"، پس این همراهی را از او نگیرید و ساده از کنارش نگذرید.


باورهایش را بازنگری می‌کند
مردهای ایرانی، با یکسری اصول به‌دنیا می‌آیند و رشد می‌کنند اما اگر همسرتان واقعا عاشق‌تان باشد، به خاطر شما از اصول قدیمی‌اش دست برمی‌دارد. برای هر فردی قضاوت دیگران و اصولی که با آنها بزرگ شده اهمیت دارد، اما یک مرد عاشق،‌ کمی انعطاف‌پذیرتر است و می‌تواند خط و مرزهایش را برای شما جا‌به‌جا کند. او شما را همین‌طور که هستید می‌پذیرد و به خاطر راضی نگه‌داشتن دیگران، برای شما شرط تغییر کردن را تعیین نمی‌کند. اولویت او نظر و خواسته شماست و به همین دلیل، سعی می‌کند دیگران را مجاب به تغییر و پذیرفتن شما کند.


خودش را تغییر می‌دهد
برای همه ما تغییر کردن کار ساده‌ای نیست؛ حتی اگر همسرتان عاشق‌ترین همسر روی زمین باشد، نباید انتظار داشته باشید سریع و آسان ویژگی‌هایی که دوست ندارید را کنار بگذارد. اما اگر دوست‌تان داشته باشد، تمام تلاشش را برای تغییر می‌کند. به‌خاطر شما صبورتر می‌شود و روی موضوعاتی که هیچ وقت برایش اهمیتی نداشته تمرکز می‌کند. اگر از ظاهرش انتقاد کرده‌اید، سعی می‌کند به دلخواه شما لباس بپوشد. اگر برخی حرف‌ها یا برخورد‌هایش را دوست ندارید، آنها را به خاطر شما تغییر می‌دهد. اما گمان نکنید این تغییرات یک‌‌شبه اتفاق می‌افتد. شاید او هیچ وقت موفق به تغییر‌دادن خودش نشود اما همین که برای تغییر کردن تلاش می‌کند، معنای جمله " دوستت دارم" را می‌دهد.



 


 
 

 رؤیاهایش را بدون شما نمی‌سازد
یک همسر عاشق، گوشه گوشه زندگی‌اش را در کنار شما می‌بیند. برای او هیچ رؤیایی بدون شما امکان‌پذیر نیست. اگر نامزد‌تان باشد، تمام تلاشش را می‌کند که هرچه زودتر با هم ازدواج کنید و اگر همسرتان باشد، برای رسیدن به یک ثبات مالی بیشتر از همیشه قدم برمی‌دارد. او دوست دارد در کنار شما یک خانواده کامل داشته باشد. از شنیدن خبر حضور یک بچه در زندگی‌تان، هیجان‌زده می‌شود. او هر بعد این زندگی که حضور شما در آن باشد را عاشقانه دوست دارد و از هر اتفاق تازه‌ای در زندگی‌تان را استقبال می‌کند. برای او حضور شما در زندگی کافی است و دیگران تنها زمانی اهمیت دارند که بتوانند به بهتر شدن احساس و زندگی شما کمک کنند.


راز‌هایش را برای شما فاش می‌کند
بعضی مردها دوست دارند دنیایشان را در بسته برای خودشان نگه دارند. برای یک مرد، گفتن رازهایی که سال‌هاست از همه پنهان‌شان کرده آسان نیست. در دنیای آنها این اتفاق تنها بعد از یک عشق و اعتماد جدی می‌افتد و اگر این اعتماد ذره‌ای خدشه‌دار شود، بازهم در دنیای راز‌هایشان بسته می‌شود و تا ابد پنهان می‌ماند. پس گمان نکنید حرف‌هایی که گفتن آنها برای شما آسان است برای همسرتان هم به راحتی قابل بیان است. وقتی زبان باز می‌کند برایش شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید هرگز شخص دیگری از حرف‌هایی که میان شما رد و بدل شده، باخبر نمی‌شود. برای یک مرد، گفتن حرف‌های نگفته، نیازمند رسیدن به یک عشق بی‌اندازه است و اگر همسرتان شما را برای درد دل‌هایش انتخاب کرده‌است، بدانید که بیش از هر کسی عاشق شماست. در این مواقع نه راهکاری به او ارائه دهید و نه با بی‌توجهی‌تان دلسردش کنید. تنها گوش کنید و نشان دهید با تمام وجود حرف‌هایش را می‌فهمید.


پابه‌پای‌تان پیش می‌رود
اگر شما را دوست داشته باشد، با تمام وجود دلش می‌خواهد راضی و خوشحال نگه‌تان دارد. شاید او برای یک آخر هفته رمانتیک و پر از گل و هدیه برنامه ریزی نکند، اما با دل و جان حرف‌های شما را می‌شنود و تا حل شدن نگرانی‌هایتان، شما را همراهی می‌کند. برای او فرقی نمی‌کند که شما به خاطر یک مسئله کاری، خانوادگی یا شخصی نگران هستید. او فقط شادی شما را می‌خواهد و همیشه به دنبال راه‌حلی برای از میان‌بردن دغدغه‌هایتان است. او با هموار کردن راه شما در رسیدن به آروزهایتان عشقش را نشان می‌دهد. اگر قصد ادامه تحصیل دارید، اگر به دنبال هنر هستید و اگر دوست دارید برای بزرگ‌کردن بچه‌ها وقت بگذارید، همسر عاشق‌تان شما را همراهی می‌کند تا با سختی کمتری از این مسیرها بگذرید.


شما را همانطور که هستید، می‌پذیرد
نمی‌توانید بگویید هیچ ایرادی ندارید. از ظاهر‌تان گرفته تا سبک لباس پوشیدن، حرف‌زدن، وضعیت خانوادگی یا حتی خصوصیت‌های اخلاقی، قطعا مواردی وجود دارد که همسرتان در دلش با آنها میانه‌ای نداشته باشد. پس گمان نکنید که "دوستت دارم" نگفتن او، غیرقابل بخشش است. زیرا او با گذشتن از ایراد‌های شما یا بخشیدن اشتباهات‌تان به شما عشقش را ابراز می‌کند. برای او شما همین‌طور که هستید قابل ستایشید و نمی‌گذارد که به خاطر ایرادهای احتمالی، دیگران به شما خرده‌ای بگیرند. یک همسر عاشق، همیشه پشتیبان شما می‌ماند و در شادی و غم، بیماری و سلامت و ... برخوردی یکسان با شما دارد.


شما را سیبل نمی‌کند
از همان روز خواستگاری تا زمانی که بچه‌ها بزرگ می‌شوند و سر زندگی‌شان می‌روند، زندگی مشترک شما با مشکلات ریز و درشتی روبه‌رو خواهد بود. اما همسری که عاشقانه شما را دوست دارد، هرگز از شما به‌عنوان حلال مشکلات استفاده نمی‌کند. اگر سوءتفاهم یا تفاوت عقیده‌ای میان اطرافیانش و شما فاصله انداخته باشد، شما را به میانه بحران هل نمی‌دهد و با درایت خودش مشکلات را حل می‌کند. اگر دوست‌تان داشته باشد،‌ تلاش می‌کند رابطه گرم و مثبتی میان شما و اطرافیانش حاکم باشد و البته مسئولیت ساختن چنین ارتباطی را تنها به دوش شما نمی‌اندازد.

منبع: برترینها


برچسب‌ها: چگونه بفهمم مرد مورد علاقه‌ام من را دوست دارد
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1391ساعت 12:21  توسط محمد  | 

موفقیت, قدرتمندی , ثروتمندی

موفقیت, قدرتمندی , ثروتمندی و دیگر هیچ در این وبلاگ مطالبی را خواهید خواند در مورد رسیدن به موفقیت و ثروتمندی و قدرتمدیمانند یک میلیونر رفتار کنید . مانند يك ميليونر رفتار كنيد . پس شما هم بالاخره به درآمد خوبي دست پيدا كرده ايد ومي خواهيد آنرا به همه دنيا نشان دهيد. بايد هم اينگونـه باشد. اما اگر پولداري را در خريدن يك اتومبيل زرق و برقي،كت و شلوار شيك و شبهاي پر خرج در شهر مي دانيـد، در تفكر خود تجديد نظر كنيد.يك فرد ثروتمند زيرك براي از پيش بردن ثروتش كار مي كند، بنابراين آنرا عاقلانه بنمايش مي گذارد. اگر فقط خود نمايي كنيد، طولي نخواهد كشيد كه به جرگه هزاران هزار بدهكار ديگر خواهيد پيوست البته نكات زير بايد بر طبق درآمدتان تنظيم گردد. با اينـحـال بوسيله اقتباس نمودن عادات ميليونرهـا مي تواند به يكي از آنها تبديل شويد 1- ريسك كنيد ريسك كردن بخشي از كسب درآمد است. هر سرمايه گذاري به شما خواهد گفت كه هر قدر ريسكي بزرگتر باشد، ميزان سرمايه برگشتي بالقوه آن بيشتر خواهد بود. افراد با برگزيدن راه امن پولدار نمي شوند. اين مخاطره طلبي هاي حساب شده و دقيق است كه ميتواند يك شخص را به نتيجه برساند. اگر براي خود بيشتر ميخواهيد، بايد سربازي شجاع باشيد. اطرافيان شما را بدليل استفاده از فرصتهاي مخاطره آميزه و در عين حال سودآور مورد تحسين قرار خواهند داد. 2- هوشيارانه سخاوتند باشد هوشيارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نيست كه بايد براي همه افرادي كه دور و برتان هستند نوشيدني بخريد. كشيده شدن بسوي چنين عاداتي شما را مستقيما راهي مسكين خانه خواهد كرد. براي دوستان و همكارانتان ريخت و پاش كنيد، اما نه بطور هميشگي و فقط هر از چندگاهي. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، اين سخاوتمندي شما را بخاطر سپرده و روزي دو برابر آنرا جبران خواهند كرد. نوعدوست و خيرخواه ديگران باشيد؛ پرداختن پول به افراد مستحق ميتواند منجر به سرشناسي و شناخت شما گردد. كمك هزينه هاي تحصيلي و وجوه خدا پسندانه هميشه منتسب به افراد سخاوتمند ميباشند. در اين صورت ميتواند خواستار معافيت مالياتي نيز بشويد. 3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار كنيد ارتباط يك مسئله است، ارتباط با افراد شايسته مسئله اي ديگر. شما بايد حداكثر تلاش خود را براي نزديك شدن به افرادي كه داراي نقدينگي و گردش مالي بالايي ميباشند بكار بنديد. آنها را تماشا كرده، از آنها بياموزيد و سعي كنيد به بخشي از گروه آنها تبديل شويد. توسط آميختن با نخبگان ميتوانيد كتابچه اي حاوي مشخصات و خصوصيات افراد سرآمد براي خود تهيه كنيد. حتي ممكن است به اطلاعاتي مفيد كه منجر به درآمد بيشتر شما گردد دست يابيد. 4- بر سرمايه گذاري هاي خود نظارت كنيد ثروت مستلزم كار و تلاش است. دارايي ها همانند كودكان ميباشند. اگر مراقبشان نباشيد ممكن است ناگهان سركشي كنند. پلهو به پهلو با شركتهايي كه در آنها سهام داريد حركت نموده و نحوه عملكرد آنها را مورد بررسي قرار دهيد. مجلات، نشريات و مقالات اقتصادي را مورد مطالعه قرار دهيد. از كارشناسان و مشاوران مالي كمك بگيريد. با اين عمل اطلاعات پولي خود را غني و پر بار خواهيد نمود: يك خصوصيات ضروري براي ميليونرها. 5- دور انديشي را پرورش دهيد انسان ميليونر خواسته هاي خود را برآورده ميكند چرا كه ديدگاه شگفت انگيزي نسبت به فرصتها دارد. او روند كار را در حال توسعه مي بيند و ميتواند اتفاقات سودمند بعدي را پيش بيني كند. اين پيش گويي لزوما ذاتي و بالفطره نبوده بلكه بوسيله مطالعات مداوم در مورد بازار كه منجر به تبديل دانش به حس ششم ميگردد، بوجود مي آيد. چشمهاي خود را براي فرصتهاي ايجاد درآمد تيز كنيد. 6- امور را محول كنيد شما نمي توانيد در هر كاري شماره يك باشيد، اما ميتوانيد بهترين وكالت دهنده باشيد. بجاي اتلاف وقت براي آموختن همه چيز، افراد ماهر را براي انجام كارها مورد استفاده قرار دهيد. اگر مشكل مالياتي داريد، آنرا به دست يك حسابدار زبده بسپاريد. اگر مسئله اي قانوني وجود دارد، يك وكيل استخدام كنيد. پول بطرز صحيحي خرج خواهد شد زيرا از اتلاف وقت شما جلوگيري نموده و از بروز اشتباهات احتمالي ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاري امور خصوصيت اصلي يك مدير خوب بشمار ميرود. اين را بخاطر داشته باشيد. 7- متمركز بمانيد انسان ثروتمند براي خود ماموريتي شفاف با اهدافي استوار در نظر ميگيرد. او نگاهي مصصم و پايدار به نتيجه كارش داشته و هرگز از مسير خود تغيير جهت نمي دهد. همين كار را انجام دهيد: ديدگاه شخصيتان و نحوه رسيدن به آنرا بنوسيد. هرگاه در مشكلات كوچك روزانه گرفتار آمديد، آن اهداف را به خود يادآوري كنيد. به هر مسئله اي كه برخورد كنيد، ديدگاهتان شما را با انگيزه نگاه خواهد داشت. 8- خريدهاي خود را ارتقاء دهيد آنچه را كه سزاوارش هستيد به خود بدهيد: يك اتومبيل جديد، بهترين اتاقي كه ميتوانيد در يك هتل رزو كنيد، يا واگن درجه يك در قطار. با اينكه يك ميليونر پولش را عاقلانه خرج ميكند، ميداند خوب است كه انسان با خودش هميشه خوش رفتاري داشته باشد. 9- سرگرميهاي بخصوصي داشته باشيد ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصي نداشته باشيد بسختي ميتوانيد در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگيريد. بنابراين خود را با سرگرميهاي مختلف مشغول كنيد تا در چنين موقعيتي قرار بگيريد. عضو يك باشگاه درجه يك بيليارد يا بولينگ شويد. از رستوران، نوشيدنيها و امكانات خوب آنجا لذت ببريد. زمانيكه بهترين هستيد و بهترينها را انجام ميدهيد بسيار بيشتر مورد احترام و توجه قرار خواهيد گرفت. پول به دنبالش خواهد آمد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وانمود كنيد تا بدستش آوريد. اين نكته كوچك تقريبا در مورد همه چيز صحت دارد و موفقيت نيز مستثني از آن نيست. اگر ميتوانيد همگي عادات گفته شده در بالا را در زندگي خود اعمال كنيد، نگرش مورد نياز را كسب خواهيد نمود . پول جذب كساني مي شود كه مي خواهند انرا بدست بياورند . + نوشته شده توسط مجتبی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 4:34 قبل از ظهر | نظر بدهید
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 1:3  توسط محمد  | 

کودکان را یار باشیم ، نه بار!
 •
چطور از کودک خود نابغه بسازیم؟

 •
ترس‌های فرزندتان را جدی بگیرید!

 •
مادر و کودک


اگر کودک را تنبیه نکنیم چه کنیم؟!

 •
کودکا و یوگا

 •
کودک شادی داشته باشید

 •
کودکانی که از صحبت کردن در جمع می ترسند

 •
تجارب کودکان در اینترنت

 •
با کودکان چگونه حرف بزنیم ؟

 •
چرا كودكان حسادت می كنند؟

 •
سی راه برای افزایش بهره هوشی کودکان

 •
پرورش اخلاق در فرزندان

 •
پنج‌ اشتباه رایج در آموزش بهداشت به کودکان

 •
من همبازی خوبی برای کودکم هستم

 •
چطور آداب گوش دادن و صحبت کردن را به فرزندانمان بیاموزیم؟

 •
وقتی کودک از مرگ می‌پرسد

 •
پدر و مادرهای غافل و کودکان غفلت

 •
9 توصیه برای بهتر خوابیدن کودکان

 •
کودکانی که گاز می‌گیرند

 •
بچه های حرف نشنو

 •
چگونه فهم و ادراک کودک رشد پیدا می‌کند؟

 •
طرز برخورد با بچه‌های گوشه‌گیر

 •
چرا بچه ها دروغ می گویند؟

 •
ترس‌های عمومی کودکان و روش‌های مقابله والدین با آن

 •
غلبه بر ترس کودک از آمپول

 •
چگونه فرزندان خوش بینی داشته باشیم؟

 •
اگر پسرتان لباس دخترانه می‌پوشد...

 •
چگونه كودكی شاد و خوشحال بزرگ كنیم

 •
دزدی های کودکانه

 •
به كودك خود كمك كنید تا مستقل تر شود

 •
شیرین كردن ریاضی برای كودكان شیرین

 •
یاد دادن نظافت به کودکان

 •
چگونه کودکان رابا مسواک آشتی بدهیم

 •
تربیت جنسی از 7سالگی

 •
ضرورت نظارت والدین بر فعالیت‌های اینترنتی کودکان

 •
مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی(1)

 •
مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی(2)

 •
مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی(3)

 •
مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی(4)

 •
تأثیر پدر بر رشد روانی دختر

 •
تأثیر شب ادراری بر اعتماد به نفس کودک

 •
بهترین تنبیه کودک

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 0:22  توسط محمد  | 

شرایط حل کردن اختلاف های زناشویی

شرایط حل کردن اختلاف های زناشویی

52769 شرایط حل کردن اختلاف های زناشویی | EniBaba.Com
فرض کنید پدر و مادرتان شما را از مدت ها قبل برای تعطیلات آخر هفته دعوت کرده اند اما همسر شما هفته کاری بسیاری شلوغی را داشته و ناچار است بعضی از کارها را همین آخر هفته که برنامه مهمانی رفتن داشتید، انجام دهد. چطور این مشکل را حل می کنید؟

جر و بحث می کنید و با اصرار از همسر خسته و گرفتارتان می خواهید آخر هفته شما را همراهی کند؟ دعوا می کنید، قهر می کنید و درنهایت به جای مهمانی، می مانید خانه و آبغوره می گیرید یا با هم

خیلی منطقی و آرام حرف می زنید و راه حل مناسبی پیدا می کنید؟ اگر شما هم مثل همه زن و شوهرهایی که به روابطشان اهمیت می دهند این گزینه آخری را بیشتر می پسندید، گام های زیر ا دنبال کنید تا بهترین جواب را بیابید.

گام اول: مشکلتان را در چند کلمه توصیف کنید و به همسرتان اجازه پاسخ دادن بدهید

بازکردن و تشریح مساله ای که ذهنتان را درگیر کرده به شما و همسرتان یک نمای کلی از مساله می دهد. اجازه ندهید مساله ای که برایتان پیش آمده. پیش از مطرح شدن در نطفه خفه شود؛ تا زمانی که شما موضوع را کاملا شرح نداده اید، نمی توانید از همسرتان توقع حدس زدن و درک کردن داشته باشید.

نمونه

شما: اگر ما آخر این هفته برویم خانه پدر و مادر تو، دیگر فرصت نمی کنیم اظهارنامه مالیاتی مان را تا پیش از شروع هفته کاری پر کنیم.

همسر شما: والدین من برای این مه مانی از مدت ها پیش برنامه ریزی کرده اند. فکر نمی کنم بتوانیم مهمانی را لغو کنیم.

گام دوم: مسائل مهم را باهم حل کنید

این مرحله، مرحله شناسایی است؛ سعی نکنید نظراتتان را به همسرتان تحمیل و مشکل را شخصا حل کنید. فقط درباره مسائل و نرگانی های مهمی که به مشکل شما مربوط می شوند، گفت و گو کنید. به نگرانی های همسرتان نیز با دقت گوش فرا دهید. منصف باشید. درباره هر آنچه که شما و همسرتان را نگران کرده حرف بزنید و هدفتان را تعیین کنید؛ دیدن یک تصویر کلی و به ذهن سپردن لیستی از مسایل مهم و نگرانی های شما و شریک زندگی تان. این لیست در واقع مجموعه نگرانی های مشترک شماست که می خواهید در گام بعدی آنها را حل کنید.

نمونه

شما: من توی این هفته سه شب جلسه دارم، برای کارم هم رب الاجل تعیین شده، به علاوه به همسایه ها قول دادم سه شنبه شب با هم جلسه داشته باشیم. این اظهارنامه ما لیاتی هم که باید تا هفته بع د کامل شود تو این هفته باید همه این کارها را انجام بدم.

حسابی خلقم تنگ شده، تازه هیچ علاقه ای هم به شرکت در جلسه ساختمان و این کارهای اجتمایع هسایه ها ندارم. واقعا حس می کنم بدجوری تحت فشارم.

همسر شما: من هم خیلی دلم می خواهد پدر و مادرم را قبل از اینکه مسافرت بروند ببینم. در چند ماه گذشته نتوانستم درست و حسابی پیش آنها باشم. غیر از این، مادرم خاله و دایی ام را هم به خاطر ما دعوت کرده. خیلی دوست دارم که کل این تعطیلات آخر هفته را پیش والدینم باشم. دلم می خواهد تو هم به دیدن آنها بیایی و توی این مهمانی خانوادگی شرکت کنی.

گام سوم: از یک راهکار دوسر برد، بهره بگیرید

برای حل موضوع از روش هایی استفاده کنید که به نفع هردوی شما باشد. به این نکته مهم حتما توجه کنید: هرگز به همسرتان نگویید او چه کار می تواند بکند، در عوض به او بگویید که چه کاری از دست خودتان ساخته است. خیلی از اوقات ممکن است اولین پیشنهاد بهرتین راه حل نباشد. اما احتمالا بهترین راهکار، زمانی به دست می آید که شما و همسرتان دارید با هم درمورد نگرانی هایتان گفت و گو می کنید و سعی در یافتن راه حلی مناسب دارید.

نمونه

شما: شاید من بتوانم چهارشنبه شب و صبح پنج شنبه را در خانه بمانم و فرم اظهارنامه مالیاتی را پر کنم. بعد بقیه تعطیلات را بدون نگرانی بیایم و پیش تو و والدینت باشم.

همسر شما: من هم به والدینم می گویم تو مجبور بودی این فرم را پر کنی؛ به همین دلیل نتوانستی زودتر بیایی. می خواهم جلسه امشب همسایه ها را هم لغو و به تو در پرکردن فرم کمک کنم.

چند راهکار عملی

این راهکارها می توانند یک مشاجره خانوادگی را پیش از آنکه شروع شود متوقف کنند:

*مسائل را از زاویه دید همسرتان ببینید.

*پیش از آنکه بخواهید هر جمله تحریک کننده ای بگویید، تا ۵۰ بشمارید. این وقفه به شما کمک می کند تا آرام شوید و زمان کافی داشته با شید که عبارت مناسب تری را جایگزین کنید.

*به یکدیگر زخم زبان نزنید، هرگز از عبارات تحقیرآمیز استفاده نکنید، شخصیت طرف مقابل را زیرسوال نبرید، قضاوت، عیب جویی، سرزنش و ترشرویی نکنید، کلام دیگری را قطع نکنید یا با حالت قهر و قدم های سنگین از اتقا خارج نشویند.

*از خودتان بپرسید آیا می توانم (یا باید بتوانم) خودم مشکل را حل کنم.

*از گفت و گوهای سنگین پیش از صبحانه یا هر زمان دیگری که گرسنه هستید، بپرهیزید. چون هیچکس حال و حوصله بحث کردن با معده خالی را ندارد. بهتر است جلسات حل اختلافتان پس از ساعت هشت شب نیز نباشد چون خستگی هم به اندازه گرسنگی می تواند جرقه یک مشاجره اساسی باشد.

سه راه برای خنثی کردن یک مشاجره

این توصیه ها می توانند آتش یک دعوای خانوادگی را پیش از شعله ورشدن خاموش کنند.

*از حس عصبانیت به عنوان یک علامت هشداردهنده باری توقف جر و بحث بهره بگیربید. از محل دور شوید و خودتان را مشغول کاری کنید؛ مدیتیشن، ورزش یا هر فعالیتی که دوباره آرامش را به شما برگرداند.

*ارتباط عاطفی خود را با همسرتان حفظ کنید. با او همدلی کنید و قدرشناس باشید تا بین شما فاصله نیفتد. مراقب باشید تا تلاشی را که همسرتان برای دلجویی از شما می کند، ببینید. از ایجاد شکاف در روابطتان بپرهیزید.

*خود و همسرتان را آرام کنید. نفس عمیق بکشید، لحن مکالمه را آرام تر کنید، چند دقیقه به خودتان زمان بدهید تا تمام گام های مثبتی را که تا به حال با هم در جهت حل اختلاف برداشته اید، مرور کنید و درباره احساستان با هم حرف بنزید. هرچه در آرام کردن خود و همسرتان موفق تر باشید گفت و گوی شما هم مفیدتر خواهد بود.

منبع:مجله تندرستی


برچسب‌ها: شرایط حل کردن اختلاف های زناشویی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 12:58  توسط محمد  | 

بازديد : 45 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/04/4
جهت عضویت در سایت کلیک کنید

بچه‌ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی که گاهی اوقات حرکات عجیب و غریب از خود نشان میدهند که باورش برای خیلیها مشکل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن کم، دست به کارهای خارقالعادهای میزنند که باعث تعجب می‌شود و انسان را تا مرحله حیرت پیش میبرد درست مثل ۱۰ بچهای که ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می‌کنیم، لطفا مطلب زیر را بخوانید.

«کیم اونگ یونگ»،

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

این  نابغه کرهای در سال ۱۹۶۲ به دنیا آمد و در حال حاضر جزء باهوشترین افراد دنیا محسوب می‌شود. او در چهار سالگی میتوانست زبانهای ژاپنی، کرهای، آلمانی و انگلیسی را بخواند. در پنج سالگی سختترین مسئله‌های دیفرانسیل و انتگرال را حل میکرد و بهره هوشی بسیار بالا یعنی بالای ۲۱۰ داشت. کیم از ۳ تا ۶ سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ بود و در ۷ سالگی به «ناسا» دعوت شد. او در پانزده سالگی دکترای خود را گرفت.

«گریگوری اسمیت»، کاندیدای صلح نوبل

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

گریگوری اسمیت در سال ۱۹۹۰ به دنیا آمد در دو سالگی میتوانست بخواند و در ده سالگی وارد دانشگاه شد. ولی نبوغ تحصیلی، تنها نیمی از داستان گریگوری اسمیت است.
او عاشق صلح می‌باشد و از سنین کم به عنوان حامی و یکی از فعالان حقوق کودک و صلح جهانی به کشورهای مختلف دنیا سفر کرده است. او موسس سازمان بینالمللی دفاع جوانان است که اصول صلح را به کودکان و جوانان سراسر دنیا آموزش میدهد. او با بیلکلینتون و میخائیل گورباچوف مذاکره داشته و در مقابل سازمان ملل سخنرانی کرده است. گریگوری در ۱۲ سالگی کاندیدای اخذ جایزه صلح نوبل شد.

«اکریت جاسوال»، جراح هفت ساله

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

اکریت جاسوال یک نوجوان هندی است که باهوشترین فرد هندی به شمار میرود. او در سال ۲۰۰۰ و در هفت سالگی اولین موفقیت پزشکی خود را به دست آورد. بیمار او دختری هشت ساله بود که پول کافی برای رفتن به بیمارستان نداشت. دست این دختر به حدی سوخته بود که جمع شده و به شکل مشت درآمده بود. اکریت هیچ تجربهای در جراحی نداشت، ولی این دختر را عمل کرد و او دیگر میتوانست انگشتان خود را باز و بسته کند. اکریت به مطالعات پزشکی خود ادامه داد و در دوازده سالگی دارویی برای درمان سرطان ساخت. او هماکنون کوچکترین دانشجوی دانشکده پزشکی هند است.

«آلیتا آندره» نقاش دو ساله

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

آلیتا دو ساله است ولی نقاشی را پیش از این آغاز نموده است. وقتی «مارک جمیسون» رئیس گالری نقاشی ملبورن استرالیا نقاشیهای این هنرمند را دید آنقدر از آن خوشش آمد که تصمیم گرفت آنها را در یک نمایشگاه به نمایش بگذارد. این نمایشگاه با استقبال گرم تماشاچیان مواجه شد و همه میخواستند خالق آن آثار را ببینند در آن زمان بود که جمیسون تازه متوجه شد نقاش اصلی آن تابلوها دختر ۲۲ ماهه هنرمند یعنی «آلیتا آندره» است.

«آرون کریپکه» در دوران دبیرستان استاد هاروارد شد

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

سائول در سال ۱۹۴۰ در نیویورک به دنیا آمد. او یک نابغه به تمام معنی بود. در چهار سالگی جبر را کشف کرد و در پایان دوره ابتدایی هندسه، حساب و فلسفه را به پایان رساند. در نوجوانی یک سری مقاله نوشت که معلوم شد همه اصول منطق کیفی هستند. در همان زمان از سوی دانشگاه هاروارد نامهای به او رسید که از وی دعوت میکرد برای تدریس به آن دانشگاه برود. او میگوید: «مادرم گفت باید اول دبیرستان را تمام کنم و بعد به دانشگاه بروم» بعد از دبیرستان، سائول استاد هاروارد شد و اکنون ازبزرگترین فیلسوفهای زنده دنیا می‌باشد.

«مایکل کرنی» لیسانسیه ده ساله و میلیونر تلویزیونی

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

مایکل کرنی ۲۴ سال دارد. او در ده سالگی مدرک لیسانس خود را گرفت و در سال ۲۰۰۸ در مسابقه «کی میخواهد میلیونر شود» شرکت کرده و برنده یک میلیون دلار جایزه شد. او رکوردهای جهانی بسیاری دارد که یکی از آنها تدریس در دانشگاه در ۱۷ سالگی است.

«الینا اسمیت» مشاور رادیویی ۷ ساله

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

ایستگاه رادیویی شهر الینا زمانی به او به عنوان مشاور یا سنگ صبور یک شغل داد که او به رادیو زنگ زد و در پاسخ به زن شنوندهای که از کار بیکار و افسرده شده بود، گفت: «عزیزم فقط باید با دوستانت به ورزش بولینگ بروی و روزی یک لیوان شیر بنوشی.» توصیه الینا آنقدر برای شنوندگان جالب بود که این ایستگاه رادیویی هفتهای یک ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استودیو دعوت میکرد. الینا مشاوره‌های مختلفی به شنوندگان میدهد و مشکلات بسیاری از به هم خوردن نامزدی تا از بین بردن بوی بد عرق را پاسخ میدهد. وقتی یک شنونده برای او نوشت که چطور شوهر پیدا کند؟ الینا پاسخ داد: «به خودت برس ولی زیاد آرایش نکن.» و وقتی شنونده دیگری پرسید چه کار کند تا نامزدش به سوی او بازگردد، گفت: «این مرد ارزش دلشکسته شدن ندارد. زندگی آنقدر کوتاه است که نباید به خاطر یک مرد آن را خراب کرد.»

«فابیانو لوییجی کاروانا» اعجوبه شطرنج

کوچولو نابغه

کوچولو نابغه

فابیانو یک نوجوان ۱۶ ساله ایتالیایی است که در ۱۴ سالگی استاد بزرگ شطرنج شد. او بهترین شطرنجباز زیر هجده سال در سراسر دنیاست.

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی



برچسب‌ها: کوچولو های نابغه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 8:20  توسط محمد  | 

دختری كه با یك وبلاگ ساده در جهان مشهور شد+عك

مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب

مارتا پین ۹ سال بیشتر ندارد، او دانش‌آموز مدرسه‌ای در غرب اسکاتلند است، اما مدتی است که او مبدل به یک چهره خبری در رسانه‌ها و وب‌سایت‌های معتبر دنیا شده است. علت این است که وقتی مارتا می دید نهاری که در مدرسه به آنها می‌دهند ارزش غذایی ندارد، تصمیم گرفت وبلاگی باز کند و در آن به صورت مستند و با عکس‌ هایی مسئله را توضیح بدهد.

مادر مارتا یک پزشک است و پدرش یک ملک کشاورزی کوچک را اداره می‌کند. او از یک ماه و نیم پیش شروع به نوشتن در وبلاگ Never Seconds کرده است، اما در همین فرصت کوتاه میلیون‌ها بازدیدکننده پیدا کرده است و تایم ، تلگراف و دیلی میل و چند وبلاگ غذایی در موردش نوشته‌اند، او حتی به یک برنامه تلویزونی مشهور هم که دعوت شد، برنامه‌ای که زمانی مجری‌اش با رشته برنامه‌های باعث اصلاح برنامه غذایی مدرسه‌ها در انگلیس شد.

اما همان طور که حدسش را می‌زنید این کار مارتا به مذاق مسئولان مدرسه خوش نیامده است، طوری که به تازگی به او گفته شد که دیگر حق ندارد از سینی‌های غذا عکس بگیرد. مارتا مجبور شد در پستی از خواننده‌هاش خداحافظی کند.

مطالب جالب و فوق العاده از سراسر وب


وبلاگی که مارتا باز کرد باعث اصلاحاتی شده بود، طوری که به کودکان اجازه مصرف مقدار غیرمحدود سالاد و میوه و نان داده شده بود. وبلاگ او مورد توجه بچه‌های کشورهای دیگر هم قرار گرفته بود، طوری که او عکس‌هایی از بچه‌های آلمان، ژاپن، فنلاند، اسپانیا، و ایلینویز و واشنگتن آمریکا دریافت کرده بود.

مارتا با هوشمندی بعد از اینکه متوجه شد وبلاگش بازدیدکننده زیادی پیدا کرده، در نوزدهمین پستش از خواننده‌هایش خواسته بود که به یک بنیاد خیریه که کارش کمک به تأمین غذا برای بچه‌های آفریقایی است، کمک کنند، او خود آغازگر این حرکت شد و پنجاه پوندی که از یک مجله برای اجازه چاپ عکس‌هایش گرفته بود، برای کمک فرستاد. این درخواست او باعث شد که تا امروز دو هزار پوند برای کمک ارسال شود که برای ساخت یک آشپزخانه در یکی از مدرسه‌های کشور «مالاوی» کافی بود.

اما به دنبال محدودیتی که مارتا ایجاد شد، انبوهی از مردم از سراسر دنیا به یاری‌اش شتافتند. ۲۱۴ سایت بزرگ در این مورد نوشتند. نیم میلیون نفر به وبلاگ او آمدند و هزار کامنت برای او گذاشتند. روزنامه گاردین پیشنهاد کرد که مردم عکس‌هایی از نهارشان بگیرند و با هشتگ #MyLunchforMartha توییت کنند.

سرانجام بعد از چند ساعت، مقامات مدرسه تسلیم شدند و در برنامه رادیو ۴ بی‌بی‌سی، که به درخواست وزیر آموزش اسکاتلند و فشار شدید رسانه‌های اجتماعی، به مارتا بار دیگر اجازه داده‌اند که عکسبرداری کند. مارتای ۹ ساله با وبلاگش ثابت کرد که جزو آن دسته آدم‌های «کریزی‌»‌ای است که جسارت تغییر دادن دنیا را دارند.


برچسب‌ها: دختری كه با یك وبلاگ ساده در جهان مشهور شد, عك
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 8:16  توسط محمد  | 

به این لطیفه چند بار میخندید؟

تاریخ : یکشنبه 1391/04/18

از آغاز تا آواز! / طنز

پیری برای جمعی سخن میراند.

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
تبیان


برچسب‌ها: به این لطیفه چند بار میخندید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 8:12  توسط محمد  | 

حکایت قورباغه!!

تاریخ : چهارشنبه 1391/04/7


ند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.
دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی


برچسب‌ها: حکایت قورباغه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 8:9  توسط محمد  | 

بی ریاترین راه برای بیان عشق ( داستان کوتاه)


یك روز آموزگار از دانش آموزانی كه در كلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تكراری برای بیان عشق،بیان كنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می كنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان كردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.

 


در آن بین پسری برخاست و پیش از اینكه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان كند،داستان كوتاهی تعریف كرد:یك روز زن و شوهر جوانی كه هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخكوب شدند. یك قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شكاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.


رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات كوچكترین حركتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حركت كرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

 
داستان كه به اینجا رسید دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.


راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟


بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

 
راوی جواب داد : نه!آخرین حرف مرد این بود كه عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.


قطره های بلورین اشك،صورت راوی را خیس كرده بود كه ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به كسی حمله می كند كه حركتی انجام می دهد یا فرار می كند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناك ،با فداكردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 7:58  توسط محمد  |